سفارش تبلیغ
صبا

جبروتهم تحت اقدام حزب الله

این وبلاگ شامل طنزهای سیاسی و مطالب مذهبی است

حالا روایاتی که به جنایاتی سنگین تر و ننگین تر در رابطه با مضروب ساختن مادرم و کشتن حضرت محسن بن علی علیهما السلام اشاره دارن :

1- مسعودی در اثبات الوصیة ص 142 :

آنان در هجوم به خانه ، فاطمه ، سیده زنان را در پشت در چنان فشار دادند که محسن را سقط کرد .

2- شهرستانی در الملل و النحل ج1 ص57 چاپ بیروت می نویسد :

نظام گفته است : همانا در روز بیعت چنان ضربه ای به فاطمه زد که جنین خود را سقط کرد .

3- صفدی در الوافی بالوافیات ج6 ص 17 :

نظام معتزلی معتقد است که عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را سقط کرد .

4- سفرائینی تمیمی در الفرق بین الفرق ص107 مشابه عبارت بالا رو میاره .

5- ذهبی در کتاب میزان الاعتدال ج1 ص139 رقم 552 :

ان عمر رفس فاطمة حتی اسقطت بمحسن

بدون شک عمر چنان لگدی به سینه فاطمه زد که محسن از او سقط شد .

6- حموئی جوینی شافعی در فرائد السمطین ج2 ص35 با اسناد خود از ابن عباس روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : بدرستی می بینم که بعد از من غم و غصه در خانه دخترم فاطمه وارد می شود ، حرمت او شکسته و حقش غصب می شود و از ارث خود منع و پهلویش شکسته می گردد و ندا می دهد : یا محمداه! پس جواب داده نمی شود .

7- ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج14 ص92 چاپ بیروت :

عده ای از مشرکان مکه از جمله هبار ابن اسود به قصد اذیت کردن زینب ، ربیبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که از مکه به سمت مدینه حرکت کرده بود ، ناقه او را تعقیب کردند . اول کس از مشرکان که به ناقه زینب رسید هبار بن اسود بود که به محض رسیدن ، نیزه ای به طرف هودج زینب پرتاب کرد . زینب که حامله بود از این حمله ترسید و زمانی که به مدینه رسید بچه اش را سقط کرد . از این رو پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دستور دادند که هر کجا که هبار بن اسود را دیدند به قتل برسانند .

آقای ابن ابی الحدید بعد از بازگو کردن این ماجرا می گه که :

این خبر را برای استادم ((ابی جعفر نقیب)) خواندم و نقیب گفت : وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خاطر ترساندن زینب و سقط شدن فرزند او خون هبار بن اسود را مباح کرد روشن است که اگر در زمان فاطمه زنده بود ، بدون شک خون کسانیکه فاطمه را ترسانده تا فرزندش را سقط کرد مباح می کرد .

ابن ابی الحدید می گه که:

به نقیب گفتم : آیا می توانم این خبر را ـ که عده ای فاطمه را ترساندند تا اینکه فرزندش محسن را سقط کرد ـ از شما نقل کنم ؟

نقیب گفت : نه از من نقل نکن و بطلان خبر را نیز از من نقل نکن ، چرا که من در رابطه با این خبر نظر و عقیده ای نمی دهم .

از مسائل دیگه ای که اشاره به هجوم به خونه حضرت زهرا سلام الله علیها داره می تونم به پشیمونی ابوبکر دم مرگ اشاره کنم :

1- طبری : تاریخ الامم و الملوک ج2 ص619 :

ابوبکر گفت : همانا بر هیچ چیز از دنیا تاسف نمی خورم مگر بر سه کار که انجام دادم و ای کاش انجام نمی دادم ...... ای کاش ! به خانه فاطمه بی احترامی نکرده بودم اگرچه علیه من اعلام جنگ می نمودند .

2- مسعودی : مروج الذهب ج2 ص 194 :

ابوبکر گفت : باکی بر من نیست ، مگر بر سه چیز که انجام دادم و ای کاش انجام نداده بودم ...... ای کاش خانه فاطمه را مورد تفتیش قرار نداده بودم .

3- طبرانی : المعجم الکبیر ج1 ص62 :

ابوبکر گفت : ای کاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را رها می کردم اگرچه علیه من پیمان جنگ می بستند .

4- ابن ابی الحدید : شرح نهج البلاغه ج2 ص 46 :

ابوبکر گفت : ای کاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا می گذاشتم اگرچه در آنجا علیه من پیمان جنگ بسته می شد .

5- متقی هندی : کنزالعمال ج5 ص631 :

ابوبکر گفت : ای کاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا می گذاشتم اگر چه علیه من پیمان جنگ می بستند .

و این هم اسامی علمایی از اهل سنت که عبارات بالا رو تو کتبشون آوردن :

6- دهلوی هندی : ازالة الخلفا ج2 ص 29

7- ذهبی : میزان الاعتدال ج2 ص 215

8- ابن حجر عسقلانی : لسان المیزان ج4 ص 219

9- ابن قتیبه دینوری : الامامة و السیاسة ج1 ص 18

از جمله قرائنی که می تونه ما رو تو پیدا کردن حقیقت کمک کنه دلایل و شواهد و قرائن زیر هستش :

1- محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح بخاری ج5 ص 177 چاپ بیروت :

با نقل سلسله سندی از عایشه می گوید :

((((( فوجدت فاطمة علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت و عاشت بعد النبی سته اشهر ، فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یؤذن بها ابوبکر )))))

حضرت زهرا سلام الله علیها ابوبکر را بخاطر (ماجرای فدک) ترک کرد و با او صحبت نکرد تا وفات یافت و بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شش ماه زندگی کرد و وقتی وفات نمود همسرش علی علیه السلام او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر اجازخ نداد تا در تشیع و تدفین او شرکت کند .

2- بیهقی در سنن الکبری ج6 ص 300 چاپ بیروت :

(( فغضبت فاطمة علی ابی بکر و هجرته فلم تکلمه حتی ماتت فدفنها علی لیلا ))

حضرت فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر غضب کرد و خشمناک شد و از او اعراض نمود و با او صحبت نکرد تا اینکه وفات یافت . پس علی شبانه او را دفن کرد .

3- مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیح مسلم ج3 ص 1380 چاپ مصر :

هنگامی که فاطمه وفات یافت شوهرش علی علیه السلام شبانه بر او نماز خواند و او را دفن نمود و به ابوبکر خبر نداد که بر جنازه اش حاضر شود و بر او نماز بخواند .

4- ابن اثیر در الکامل فی التاریخ ج2 ص126 :

معمر از زهری و او از عایشه در مورد آنچه بین فاطمه سلام الله علیها و ابوبکر درباره میراث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گذشت روایت می کند که : حضرت زهرا از ابوبکر اعراض کرد و با او صحبت نکرد تا اینکه وفات نمود و بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شش ماه زندگی کرد و وقتی وفات نمود ، او را همسرش دفن کرد و به ابوبکر اجازه نداد که بر جنازه او حاضر شود و نماز بخواند .

5- محمد بن ابی شبیه در المصنف ج4 ص141:

ان علیا دفن فاطمة لیلا

همانا علی علیه السلام فاطمه علیها السلام را شبانه دفن کرد .

6- ابی فلاح الحنبلی در شذرات الذهب ج1 ص15 چاپ قاهره :

و غسل فاطمة اسماء بنت عمیس و علی و دفنها لیلا

علی علیه السلام و اسماء بنت عمیس ، فاطمه سلام الله علیها را غسل دادند و شبانه دفنش کردند .

7- بلاذری در انساب الاشراف ج1 ص405 چاپ مصر :

علی سلام الله علیه و اسماء ، فاطمه علیها السلام را غسل دادندچرا که خود او اینچنین وصیت نموده بودو ابوبکر و عمر از فوتش خبر نداشتند و علی علیه السلام فاطمه علیها سلام را در شب دفن نمود .

8- سیوطی در الثغور الباسمه ص 15 چاپ بمبئی :

و غسلها زوجها علی و صلی علیها و دفنها لیلا‌

فاطمه سلام الله علیها را همسرش علی سلام الله علیه غسل داد و بر او نماز خواند و شبانه دفنش کرد .

9- ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج6 ص 50 :

صحیح در نزد من این است که حضرت زهرا سلام الله علیها در حالی که از ابوبکر و عمر خشمگین بود وفات نمودو بدرستیکه او وصیت کرده بود که آن دو بر او نماز نخوانند .

برای مطالعه و تحقیق بیشتر مراجعه کنید به :

10- صحیح بخاری ج5 ص9 و ج7 ص87

11- تاریخ یعقوبی ج2 ص 115

12- اکمال الرجال ص753

13- سنن الکبری ج4 ص29

14- مجمع الزوائد ص 211

15- طبقات الکبری ج2 ص128

16- تهذیب الاسماء ج2 ص353

17- حلیة الاولیاء ج2 ص 42 ( به نقل از ظلامات فاطمة الزهرا سلام الله علیها و رنجهای حضرت فاطمه علیها سلام)

از موارد دیگه ای که می تونم نام ببرم و حتما تو فهم مساله به ما کمک می کنه سخنان خود حضرت سلام الله علیها هستش :

ابن قتیبه در الامامة و السیاسة ص 14 و محمد بن یوسف گنجی شافعی در کفایة الطالب باب 99 :

حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به ابوبکر و عمر فرمودند :

انی اشهدالله و ملائکته انکما اسخطانی و ما ارضیتمانی لإن لقیت النبی لأشکونکما

خداوند و ملائکه اش را شاهد می گیرم که شما دو نفر مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید اگر پیغمبر را ملاقات کنم حتما از شما شکایت خواهم کرد .

حضرت زهرا سلام الله علیها در جائی دیگر خطاب به ابوبکر فرمودند :

والله لأدعون علیک فی کل صلاة اصلیها

به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم . (الامامة و السیاسة ص14)

و مطلب بعدی من خطبه ایشون هستش که تو مسجد ایراد فرمودن . این خطبه تو قدیمی ترین نسخه کتاب ((بلاغات النساء)) که مشتمل بر خطبه های بلیغ زنان عرب هستش وجود داره (بلاغات النساء ص 23)

این خطبه تو شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی هم یافت می شه (ج16 ص11)

در ضمن این خطبه تو کتابایی مثل المناقب احمد بن موسی و تو کتاب السقیفه ابوبکر احمدبن عبدالعزیز جوهری به سندهای مختلف از جمله از عایشه نقل شده .

بعنوان حرف آخرم میگم که اولین و بزرگترین نظریه پرداز وهابیت ابن تیمیه که خود علمای اهل سنت به او لعنت فرستادن و قضیه هجوم به خونه وحی رو قبول کرده . اما دست آخر خواسته اونو توجیه بکنه و با دلیلی که حتی یه عقب مونده به اون دلیل استنادنمی کنه خواسته دامن خلفا به همراه رفقا رو از این لکه ننگین پاک کنه :

اینها به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) هجوم بردند و وارد خانه ایشان شدند. می‌خواستند ببینند که آیا در خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) اموالی از بیت المال هست که ذخیره کرده باشند یا دزدی کرده باشند تا آنها را مصادره کنند و میان مردم توزیع کنند. (منهاج السنه ج4 ص221)

حرفام در رابطه با شهادت مادرم زهرا سلام الله علیها تموم شد .

حالا نتیجه گیری از حرفام :

ازاهل سنت عزیز می خوام یه جمع بندی بین مسائل مطروح شده قبل و مسائلی که الان می خوام مطرحشون کنم داشته باشن :

فاطمة بضعة منی فمن اغضبها اغضبنی

فاطمه پاره تن من است هر کس او زا خشمگین کند مرا خشمگین کرده است .

(این حدیث رو علامه رحمت الله علیه تو کتاب الغدیر از قول 232 نفر از علمای اهل سنت میارن که از جکله اونها می شه به کتب زیر اشاره کرد :

صحیح بخاری ج4 ص579 صحیح مسلم ج16 ص3 سنن الکبری بیهقی ج10 ص201 صواعق ابن حجر ص 112 ینابیع المودة قندوزی ص 171 مشکاة المصابیح خطیب تبریزی ص 560 و ... و ... و ... )

فاطمة بضعة منی یؤذینی ما یؤذیها و یغضبنی ما یغضبها

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج9 ص193

فاطمة بضعة منی یغضبنی من اغضبها و یسرنی من سرها و ان الله یغضب لغضبها و یرضی لرضاها

(علامه امینی رحمت الله علیه تو کتاب فاطمة الزهرا سلام الله علیها از ص 286 تا 294 اسم 50نفر از علمای اهل سنت رو ذکر کرده که این حدیث رو با کمی اختلاف تو کتبشون ذکر کردن از جمله :

مسند احمد بن حنبل ج4 ص223 صحیح بخاری ج 5 ص92 صحیح مسلم ج4 ص1902 سنن ابی داود ج2 ص226 سنن ترمذی ج5 ص 154 سنن الکبری ج7 ص 307 شرح السنه ج7 ص 232 مقتل خوارزمی ج1 ص53 فرائد السمطین ج2 ص45 و ... و ... و...)

از طرفی داریم که :

ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابا مهینا (57 احزاب)

والذین یؤذون رسول الله لهم عذاب الیم(61 توبه)

و من یحلل علیه علیه غضبی فقد هوی (81 طه)

یا ایها الذین آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله علیهم (13 ممتحنه)

اینها منابعی از کتب اهل سنت بود و حالا بعضی از منابع شیعه

هجوم به خانه و آتش زدن درب خانه :

1- کتاب سلیم بن قیس ص 585

2- کشف المراد ص 402

3- عوالم العلوم ج11 ص 400

4- نوائب الدهور ج3 ص 157

5- بحارالانوار ج 43 ص 197

6- المحتضر ص 44

7- الشافی فی الامامة ج3 ص76

8- خصائص الائمة ص 47

9- تخلیص الشافی ج3 ص76

10- حلیة البرار ج2 ص 652

11- الهدایة الکبری ص 163 و 417

12- تجریدالاعتقاد ص 402 و ... و ... و ...

شهادت حضرت محسن بن علی

1- امالی صدوق ص99

2- اقبال الاعمال ص 625

3- بشارة المصطفی ص 197

4- ارشاد القلوب ص 295

5- جلاءالعیون ج1 ص 184

6- حدیقة الشیعهص 265

7- دلائل الامامة ص 26

8- معانی الاخبار ص 205

9- مصباح کفعمی ص 522

10- علم الیقین ص 686

11- المحتضر ص 109

12- روضة الیقین ج5 ص 342

13- کامل بهائی ص 309

14- اثبات الهداة ج2 ص337 و ... و ... و ...


شکستن پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیها و شهادت آن حضرت :

1- الارشاد ص 465

2- مصباح الزائر ص 25

3- جلاء العیون ج1 ص186

4- الاختصاص ص 184

5- امالی صدوق ص 99

6- روضات الجنات ج6 ص 182

7- اصول کافی ج1 ص458

8- اقبال الاعمال ص 625

9- کنزالفوائد ج1 ص458

10- بحارالانوار ج 43 ص 172

11- الاحتجاج ج1 ص210

12- عوام العلوم ج11 ص391

13- البلد الامین ص198

14- حدیقة الشیعه ص 265

15- کامل بهائی ج1 ص314

16- علم الیقین ص 701 و ... و ... و ...

برای تحقیق بیشتر میتونید به کتاب رنج های حضرت زهرا سلام الله علیها نوشته علامه بزرگوار سیبد جعفر مرتضی عاملی مراجعه کنید .

یکی از قطعیات هستش که آزار و جسارت به حضرت سدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها به حد تواتر رسیده .

اما ای وای به کسانی که چشمای خودشونو به روی واقعیت بستن و اصلا نمی خوان با حقیقت مواجه بشن .

این متن رو نوشتم تا بلکه بعضی با دیده حق گرایانه بخوننش و عبرت بگیرن و یا لا اقل حجت به اونها تموم بشه . فلله الحجة البالغة

یا رب الزهرا بحق زهرا اشف صدر الزهرا بظهور الحجة

در حریمش آتشی افروختند ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج .



نوشته شده در پنج شنبه 87 مرداد 10ساعت ساعت 4:31 عصر توسط محمد نوروزی| نظر بدهید

اعوذ بالله السمیع العلیم من همزات الشیاطین و اعوذ بالله ان یحضرون ان الله هو السمیع العلیم

بسم الله الرحمن الرحیم

و اما اصل مطلب. مطلبی که عقلها رو حیرون و چشمها رو پر از اشک و دلها رو داغدار می کنه .

عزیزان اینها فقط قسمتی از اشارات علمای اهل سنت به این قضیه ننگین هستش .

1- ابن ابی شیبه : متوفای 235 ه.ق در کتاب المصنف ج7 ص432 روایت شماره 37045 چاپ بیروت :

عمر به سوی خانه فاطمه رفت و گفت : ای دختر پیامبر به خدا قسم نزد ما هیچ کس دوست داشتنی تر از پدرت نیست و بعد از پدرت هیچ کس نزد ما دوست داشتنی تر از تو نیست . به خدا قسم این محبت مانع نمی شود که به خاطر این افرادی که نزد خود جمع کرده ای دستور بدهم خانه را بر سرتان آتش بزنند .

2- ابن قتیبه : متوفای 276 ه.ق در کتاب الامامة و السیاسة ج 1 ص 12 چاپ مصر :

ابوبکر ، عمر را به دنبال آنها که در خانه علی جمع شده بودند فرستاد ، آنها از بیرون آمدن خودداری نمودند . در این هنگام عمر دستور داد که : هیزم بیاورید . پس خطاب به اهل خانه گفت : قسم به آنکس که جان عمر در دست اوست باید خارج شوید . والا خانه را با اهلش به آتش می کشم .

شخصی به عمر گفت : آیا می دانی که فاطمه در این خانه است ؟ عمر گفت : اگر چه فاطمه در خانه باشد .

3- بلاذری : متوفای 279 ه.ق در کتاب انساب الاشراف ج1 ص586 چاپ مصر :

ابوبکر برای بیعت گرفتن از علی بدنبال وی فرستاد. پس علی بیعت نکرد . در این هنگام عمر با شعله ای از آتش روانه خانه علی شد . فاطمه در پشت در با او مواجه شد و گفت : ای پسر خطاب آیا می خواهی خانه ام را آتش بزنی ؟ عمر گفت : آری و این کار من از دین پدر تو محکمتر است .

4- طبری : متوفای 310 ه.ق در کتاب تاریخ الامم و الملوک ج2 ص443 چاپ بیروت :

زمانی که طلحه و زبیر و عده ای از مهاجرین در خانه علی جمع شده بودند ، عمربن خطاب به آنجا رفت و گفت : به خدا قسم باید برای بیعت خارج شوید و الا خانه را بر سر شما به آتش می کشم .

5- مسعودی : متوفای 346 ه.ق در کتاب اثبات الوصیه ص142 چاپ بیروت :

امیرمومنان با عده ای از پیروان و شیعیانش در منزلش جمع شده بودند . دراین هنگام عده ای به خانه اش حمله ور شده و به آنجا هجوم آوردند و در خانه اش را به آتش کشیدند و او را به زور از خانه خارج کردند . آنها سیده زنان را در پشت در فشار سختی دادند بطوری که محسن را سقط کرد .

6- ابن عبد ربه : متوفی 328 ه.ق در کتاب عقدالفرید ج3 ص64 چاپ مصر :

ابوبکر به عمر دستور داد اگر از خروج از خانه خودداری کردند با آنها به جنگ بپرداز. پس عمر با شعله ای از آتش روانه خانه فاطمه شد تا آنجا را به آتش بکشاند . در این هنگام عمر با فاطمه برخورد کرد و فاطمه به وی گفت : ای پسر خطاب آیا برای به آتش کشیدن خانه ما آمدی ؟ عمر گفت: آری مگر آنکه با ابوبکر بیعت کنید همانطور که امت چنین کردند .

7- مقاتل بن عطیه حنفی : متوفای 505 ه.ق در کتاب الامامة و الخلافة ص160 چاپ بیروت :

هنگامی که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر و زور بیعت گرفت عمر و قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی و فاطمه فرستاد و عمر هیزم فراهم کرد و در خانه را آتش زد .

8- شهرستانی : متوفای 548 ه.ق در کتاب الملل و النحل ج1 ص57 چاپ بیروت :

از جمله عقاید نظام آن بود که می گفت :

عمر به خانه فاطمه حمله ور شده در حالی که فریاد می کشید : خانه را با اهلش به آتش بکشید و این درحالی بود که کسی جز علی و فاطمه و حسن و حسین در خانه نبود .

تذکر : اگر از دوستان اهل سنت کسی می خواد به ((نظام)) گیر بده به خودم بگه تا با استفاده از کتب رجالی و یه سری از مطالب، براشون مذهب آقای ابراهیم بن سیار بن هانی معروف به ((نظام)) رو البته به حول و قوه خدا مشخص کنم .

9- ابن ابی الحدید معتزلی : متوفای 655 ه.ق در کتاب شرح نهج البلاغه ج2 ص56 چاپ بیروت از قول جوهری :

عمر به طرف آنها ( که در خانه علی اجتماع کرده بودند ) حرکت کرد و خطاب به آنها گفت : قسم به آنکس که جانم در دست اوست یا برای بیعت کردن خارج شوید و یا آنکه خانه را بر سر شما به آتش می کشیم .

و تو همون صفحه باز از ابوبکر جوهری می نویسه :

عمر برای آتش زدن خانه به ایشان حمله ور شد که زبیر با شمشیر از خانه بیرون آمد .

و تو ص 57 می نویسه :

ابوبکر گفت : ای عمر و ای خالدبن ولید برخیزید و به مکان آنها رفته و آنها را به نزد من بیاورید . پس آن دو به طرف خانه علی روانه شدند . عمر داخل شد و خالد بن ولید در آستانه در ایستاد .

10- اسماعیل عماد الدین متوفای 732 ه.ق در کتاب المختصر فی اخبار البشر ج2 ص 156 چاپ مصر :

ابوبکر به عمر بن خطاب دستور داد تا علی و کسانی که با او هستند را از خانه فاطمه خارج کند . ابوبکر به آنها دستور داد که اگر از بیرون آمدن خودداری کردند با آنها جنگ کن . دراین هنگام عمر با قطعه ای آتش به سوی خانه فاطمه روانه شد تا آنجا را به آتش بکشاند . پس فاطمه گفت : کجا ای پسر خطاب ؟ آیا آمده ای خانه ما را به آتش بکشانی ؟ عمر گفت : آری مگر آنکه داخل شوید همانطور که امت داخل شده اند .

11- عمر رضا کحاله : از علمای معاصر سنی در کتاب اعلام النساء در حرف فاء ذیل نام فاطمه بنت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) چاپ بیروت :

عمر روانه منزل فاطمه شد و فریاد کشید. آنان از بیرون آمدن خودداری کردند . در این هنگام عمر هیزم طلبید و گفت : قسم به آنکس که جان عمر در دست اوست یا از خانه خارج شوید و یا اینکه خانه را با اهلش به آتش می کشم .

شخصی به عمر گفت : ای اباحفص در این خانه فاطمه است !!!!؟؟؟

عمر گفت ‍: اگر چه فاطمه باشد .

12- عبدالفتاح عبدالمقصود : از علمای معاصر اهل تسنن در کتاب الامام علی بن ابی طالب ج1 ص190 چاپ بیروت :

آری چنین گفته شده که عمر بن خطاب در روز سقیفه در حالی که در میان اصحاب و یارانش به طرف خانه فاطمه حرکت میکرد به این نتیجه رسید که : آتش بهترین وسیله برای حفظ وحدت و آرامش میان مسلمانان است !!

13- محمد حافظ ابراهیم : متوفای 1351 ه.ق که از شعرای معاصر و مشهور اهل تسنن است در دیوان خود ج1 ص 82 چاپ بیروت در قصیده عمریه می گوید :

و قولة لعلی قالها عمر

اکرم بسامعها اعظم بملقیها

حرقت دارک لا ابقی علیک بها

ان لم تبایع و بنت مصطفی فیها

یعنی اینکه :

چه نیکو سخنی عمر به علی ( علیه السلام) گفت : چه بزرگوار است شنونده و چه با عظمت است گوینده آن . در صورتی که بیعت نکنی خانه ات را به آتش می کشم و نمی گذارم در آن بمانی اگر چه دختر محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) در آن خانه ات باشد .

این قضیه رو خیلی از علماء سنی یاد آور شدن که به چند نمونه دیگه اشاره می کنم البته دیگه متن رو نمیارم چون اکثرا شبیه هم هستن .

متقی هندی : کنزالعمال ج5 ص 651

نویری : نهایت الارب فی فنون الادب ج19 ص40

صفدی : الوافی بالوافیات ج17 ص311

ابن عبدالبر : استیعاب ج3 ص975

یعقوبی : تاریخ یعقوبی ج2 ص 123

اینها روایاتی بود که به هجوم عمر و رفقا به خونه وحی اشاره می کردن .

همون خونه ای که حضرت جبرئیل بی اجازه واردش نمی شد و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم هر روز واسه نماز صبح تو چارچوبش می ایستادن و صدا می زدن :

الصلوة الصلوة یا اهل البیت . انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا .



نوشته شده در پنج شنبه 87 مرداد 10ساعت ساعت 4:30 عصر توسط محمد نوروزی| نظر

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin